مرتضى مطهرى

96

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

دين زرتشت در اصل هرچه بود ، به قدرى در دست موبدها فاسد شده بود كه ملت باهوش ايران هيچ گاه نمىتوانست از روى صميم قلب به آن عقيده داشته باشد و حتى - آنچنانكه محققين گفته‌اند - اگر هم اسلام در آن وقت به ايران نيامده بود ، مسيحيت تدريجاً ايران را مسخّر مىكرد و زرتشتىگرى را از ميان مىبرد . روشنفكران و باسوادان آن روز ايران و همچنين مراكز علمى و فرهنگى ايران آن روز را مسيحيان تشكيل مىداده‌اند نه زردشتيان . زردشتيان آنچنان دچار غرور و تعصبهاى خشك و سنتهاى غلط بودند كه نمىتوانستند دربارهء علم و فرهنگ و عدالت و آزادى بينديشند . و در واقع مسيحيت بيش از زردشتىگرى از ورود اسلام به ايران زيان ديد ، زيرا زمينهء بسيار مناسبى را از دست داد . بى علاقگى مردم ايران نسبت به حكومت و دستگاه دينى و روحانيتشان ، سبب مىشد كه سربازان آنها در جنگها با ميل و رغبت عليه مسلمانان نجنگند و حتى در بسيارى از موارد به آنها كمك كنند « 1 » ادوارد براون در جلد اول تاريخ ادبيات ايران ، صفحهء 299 مىگويد : « اين مسأله ( آيا اسلام به زور به ايران تحميل شده يا ايرانيان به رغبت اسلام را پذيرفته‌اند ؟ ) را پروفسور آرنولد ، استاد دارالفنون عليگره در كتاب نفيس خود دربارهء تعليمات اسلام به وجه بسيار خوبى ثابت نموده است . آرنولد به بىتابى موبدان بىگذشت زرتشتى اشاره مىكند و مىگويد موبدان نه تنها نسبت به علماى ساير اديان بلكه در برابر كليهء فرق مخالف ايران و مانويان و مزدكيان و عرفاى مسيحى ( گنوستيك ) و امثالهم تعصب

--> ( 1 ) . مرحوم محمد قزوينى در بيست مقاله آورده است كه : « ايرانيان خائن و عرب مآب آنوقت از اولياء امور و حكام ولايات و مرزبانان اطراف به محض اينكه حس كردند كه در اركان دولت ساسانى تزلزل روى داده و قشون ايران در دو سه دفعه از قشون عرب شكست خورده‌اند ، خود را به دامان عربها انداخته و نه تنها آنان را در فتوحاتشان كمك كردند و راه و چاه را به آنها نمودند ، بلكه سرداران عرب را به تسخير ساير اراضى كه در قلمرو آنان بود و هنوز قشون عرب به آنها حمله نكرده بود دعوت كردند و كليد قلاع و خزائن را دودستى به آنان تسليم كردند به شرط اينكه عربها آنان را به حكومت نواحى باقى بگذارند » . مرحوم قزوينى اين داستان را فقط به عنوان مذمت كسانى كه به لشكر اسلام راه و چاه نشان دادند نقل كرده است و حال آنكه بايد ديد چرا آنان دست از حكومت ساسانى كشيدند ؟ براى چه به كسانى كه به قول ناسيوناليستهاى ايرانى بيگانه بودند ، راه و چاه را نشان دادند ؟ آيا اين جز به خاطر آن بوده است كه آنان از دولت ساسانى و از آيينى كه پشتيبان آن بود ناراضى بودند و آسايش خود را در پيروى از مسلمانان مىدانستند ؟